53 - تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 20:21
میان خر و شیر در گفتگو // نزاعی به پا شد مپرس و مگو الاغ زبون بر روال سرشت // بگفت آنچه دانست از حرف زشت الاغ تهی سر ز فهم و شعور // کلامش فزون بود از آداب، دور چو دعوا به آخر نگشت آنچنان// بجستند داور یکی زان میان دو سوی شکایت چو داور بدید// گنهکار جز شیر دانا ندید بگفتا اگر سوی دعوا خر است // مقصر...
47 دنیای ما - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:21
ریزیم خون یکدگر ، از خشم ایزد بی خبر// این نادرستی خوی ماست، ما کیستیم اینجا کجاست؟ اینجا سیاست معتبر ، در زندگی چون راهبر // لیکن سراسر پر بلاست ، ما کیستیم اینجا کجاست؟ در کار
48 - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:21
در فراسوی جهان راحت جان ما را بس // رسته از بند تن و درد و فغان ما را بس نیست ما را هوس حور و پری در اُخری // در جهان زیست چُنان آدمیان ما را بس انگبین باشدمان در دو سرای آزادی // دور بودن ز ملال و خفقان ما را بس دشمن و دوست به دنیا دل ما میسوزند // زین س
49 - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:21
چون بر خِرَدم نبود ایمان // از فکرت خود شدم پشیمان گر مسلکِ آدمیَّتم بود // هرگز نَبُدم چنین پریشان + نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 14:52 توسط داود رفيعي فراهاني |
50 - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:21
در آسمان سرور بدم، شهباز بسته پر شدم // همچون گُلی اندر خزان پژمرده و پر پر شدم فرمانبری خوار و زبون، در اختیار شر شدم // وقتی اسیر و بنده افیون افسونگر شدم + نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 15:0 توسط داود رفيعي فراهاني |
51 - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:21
از عمر چه ام رسید جز بدبختی // بیماری و نومیدی و درد و سختی یارب برسان زود دم مرگ مرا // کاسوده شوم ز رنج و محنت لختی + نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 15:1 توسط داود رفيعي فراهاني |
52 - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 2:21
جامعه ای که اعضای ویژه داشته باشد بدون اینکه دلیل معقولی برای این ویژه گی موجود باشد، روی دادگری را به خود نخواهد دید. وجود برابری همیشه دلیل بر وجود دادگری نیست بلکه برخی اوقات گواه بر عدم آنست. آنها که با خرافات خو میکنند از حقیقت فراری میشوند. جامعه ای با قانون ضعیف مثل بدنی با سامانه ایمنی ضعی
48 دنیای ما - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 15:00
ریزیم خون یکدگر ، از خشم ایزد بی خبر// این نادرستی خوی ماست، ما کیستیم اینجا کجاست؟ اینجا سیاست معتبر ، در زندگی چون راهبر // لیکن سراسر پر بلاست ، ما کیستیم اینجا کجاست؟ در کار بیدادیم ما ، در انتظار دادگر // پیوسته دستان بر دعاست ، ما کیستیم اینجا کجاست؟ گویا حقیقت مرده است، کیش صداقت بی اثر // پس...
37 - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 4:19
گبر و ترسا و مسلمان و جهود // اهل دین و اهل ایمان هر چه بود هر دم ار گوید خدایش را درود // گر کند او را به روز و شب سجود بانگ درد مردمی چون ناشنود // دین و ایمانش در این دنیا چه سود بر مسیر آدمیت گر نبود // بهره زین اوراد کی آید وجود
38 - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 4:19
بگذشت ز عمر چهل و اندی ز سرم // پوچ است گذشت روز ها در نظرم از آمدن و رفتن من حاصل چیست؟ // از بهره این آمد و شد بی خبرم
39 - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 4:19
گرفتار بلا گشته است کارم // رقیبان جمع بر گرد نگارم بُدم یک عمر را بر آسمان دست // من امید از دعا بیهوده دارم
40 - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 4:19
بی خرد و پیرو یاوه سرایان مباش // مشتری پیشه کهنه فروشان مباش طالب علمی اگر، فکرت و اندیشه کن // مونس اینان مشو همدم آنان مباش
41 - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 4:19
زان پیش که خاک در رباید ما را // از ما ماند نبشته سنگی خارا دریاب مرا که دم غنیمت باشد // از بهر وفاق همتی کن یارا
42 - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 4:19
چونکه هشیاریَم هنگام دعا آخر شد // مَلَکی آمد و گفتا که بلا آخر شد دور نامردمی و جور و جفا آخر شد // در ره دین خدا کفر و دغا آخر شد نغمه مرغ سحر خواب مرا زایل کرد // بهر درد من بیمار دوا آخر شد دور سرزندگی وصلح و صفا پایان یافت // موسم دوستی و مهر و وفا آخر شد
43 - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 4:19
چون سرابی می فریبد هم دل و هم دیده را // آرزوی سرخوشی این بنده رنجیده را از پس یک عمر رنجوری در این ماتم سرا // در نمی یابی چرا ای مرگ این شوریده را
44 روزگار کج مدار - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 4:19
گر چه پستی در سلوک ، در رذالت نامدار // باز میگویم ز تو ، گر چه دل گردد فَگار زاده ی اهریمنی ، ای خداوند شرار // با شیاطین همدمی ، با خباثت هم قطار نطفه شوم و پلید، از کدامین فتنه ای؟ // از کدامین فطرتی ، گشته ای میراث خوار؟ عدل وانصافت کجاست،ره چراگم کرده ای؟// بی گنه ساقط کنی ، فاسدان را ماندگار چ...
45 - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 4:19
کاش لااقل پس از رهایی از بند تن، از بند خاطرات آزار دهنده رها شوم. رسیدن به قدرت و ثروت به هر قیمتی؟... این انسانی نیست! آنقدر آزار دیده ام که اگر لختی آسوده باشم ناراحتم! برادرم را در غمش دلداری میدهم ولی در چشم بر هم زدنی خود را غریق غمش می یابم. زاده میشویم تا سوهان روح و بلای جان یکدیگر باشیم و ...
46 - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 4:19
گذشت، موقع قدرت نيكوست وگرنه در موضع ضعف چاره اي جز آن نيست. احترام گذاشتن بدون هيچگونه دليل پسنديده اجتماعي، چيزي جز چاپلوسي نيست. هر چه از محرومیت دورتر شوی از محرومان هم دورتر میشوی. شیفتگی ما به خواسته هایمان مهمترین دلیل فریب خوردنمان است. یادمان باشد، آنچه از آزادی و آرامش داریم به بهای عمرهای...

برچسب‌های مرتبط

37 celsius to fahrenheit | 370z nismo | 37 weeks pregnant | 370z for sale | 37 2 celsius to fahrenheit | 37 8 celsius to fahrenheit | 37 6 celsius to fahrenheit | 37 degrees celsius to fahrenheit | 38 special | 386 area code