خرید بک لینک

درباره سایت

شعر کهن و نو / داستان کوتاه / پند

امکانات وب

ریزیم خون یکدگر ، از خشم ایزد بی خبر//

این نادرستی خوی ماست، ما کیستیم اینجا کجاست؟

اینجا سیاست معتبر ، در زندگی چون راهبر //

لیکن سراسر پر بلاست ، ما کیستیم اینجا کجاست؟

در کار بیدادیم ما ، در انتظار دادگر //

پیوسته دستان بر دعاست ، ما کیستیم اینجا کجاست؟

گویا حقیقت مرده است، کیش صداقت بی اثر //

پس راستی رسم که راست، ما کیستیم اینجا کجاست؟

جز بانگ افسوس از دهان، دیگر نمی آید به در//

فریادمان واحسرتاست ، ما کیستیم اینجا کجاست؟

گویی که انسان نیستیم،بودن نه بر خُلق بشر //

اثبات بر این مدعاست ، ما کیستیم اینجا کجاست؟

راه خرد بیراهه ایست ، راه سفاهت پر ثمر //

انگار راه کبریاست ، ما کیستیم اینجا کجاست؟

ما خود به خود بد میکنیم، اما برای دفع شر //

نفرین ما بی انتهاست ، ما کیستیم اینجا کجاست؟

از دست همنوعان خود، همواره ایم اندر خطر //

این زندگی تا کی رواست؟ ما کیستیم اینجا کجاست؟

بیهوده گویی چون هنر، نیرنگ بازی مستمر //

افسانه بافی پر بهاست ، ما کیستیم اینجا کجاست؟

یا بندی فقریم ما ، یا بردگان سیم و زر //

آزاد بودن بر فناست ، ما کیستیم اینجا کجاست؟

زین نامبارک روزگار، از بخت نحس بد گهر //

مرگ است ما را میل و خواست، ما کیستیم اینجا کجاست؟

همواره گویم مختصر، زین عاقبت شوریده سر //

این تیره بختی از خطاست ، ما کیستیم اینجا کجاست؟

برچسب: نویسنده: هستی جعفری تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 2:21

صفحه بندی