خرید بک لینک

درباره سایت

شعر کهن و نو / داستان کوتاه / پند

امکانات وب

در فراسوی جهان راحت جان ما را بس // رسته از بند تن و درد و فغان ما را بس

نیست ما را هوس حور و پری در اُخری // در جهان زیست چُنان آدمیان ما را بس

انگبین باشدمان در دو سرای آزادی // دور بودن ز ملال و خفقان ما را بس

دشمن و دوست به دنیا دل ما میسوزند // زین سبب دور بُدن زین و از آن ما را بس

سفره از خون دل و دیده ما رنگین است // نان خشکیده و بی قاتُق خوان ما را بس

عشق در ظاهر و باطن به دو رو جلوه کند // یار دل بسته به پیدا و نهان ما را بس

موسم سبز بهاران نشکفتیم به عمر // فصل پژمرده سرما و خزان ما را بس

دیده بیهوده به بهبود جهان دوخته ایم // شوق آسودگی از کون و مکان ما را بس

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:13 توسط داود رفيعي فراهاني |

برچسب: نویسنده: هستی جعفری تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 2:21

صفحه بندی